غزلی از اسماعیل ثقفی

غزلی از اسماعیل ثقفی
به این پست امتیاز بدهید

 

روزهای خیمه و خنجر کجاست؟

لحظه های خاکی سنگر کجاست؟

روضه خوان زخم های تشنه ام

آی مردم ! مسجد و منبر کجاست؟

قصرها از هر طرف سرخ و سفید

سر برآورده است،پیغمبر کجاست؟

آن سحرهای شقایق رنگ کو؟

آن همه شب های پر اختر کجاست؟

چاه،ای هم صحبت تنهایی ام

خسته ام،با من بگو حیدر کجاست؟

آبیاران ولایت رفته اند

باغ دل خشکید،چشم تر کجاست؟


واژگان کلیدی: اسماعیل ثقفی اردکانی،شعری از اسماعیل ثقفی،اشعار اسماعیل ثقفی،نمونه شعر اسماعیل ثقفی،شاعر اسماعیل ثقفی،شعرهای اسماعیل ثقفی،شعری از اسماعیل ثقفی،یک شعر از اسماعیل ثقفی،غزل اسماعیل ثقفی،غزلیات اسماعیل ثقفی،غزل های اسماعیل ثقفی،غزلی از اسماعیل ثقفی،شاعر اردکان یزد،شعر شاعر اردکانی.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0