قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از احسان تاجی

شعری از احسان تاجی

به این پست امتیاز بدهید

 

مرا راه گلو ای بغض غم، وا می کنی یا نه

برایم چاره ای جز گریه پیدا می کنی یا نه

ببین سوز درونم از خطوط چهره ام پیداست

تو هم در چهره ام غم را تماشا می کنی یا نه

دلم در هر طپش صد بار آواز تو را خواند

نمی دانم تو هم یاد دل ما میکنی یا نه

فشردم بارها زنگ در میخانه ی چشمت

که آیا بین عشاقت مرا جا می کنی یا نه

تو در قلب منی هرجا که هستی هر کجا باشی

ندانم کنج این ویرانه مأوا می کنی یا نه

گلی، باغی، بهاری، گلشنی، چون عطر صحرایی

برای دیدن گل،عزم صحرا می کنی یا نه

چنان امروز زیباتر ز دیروزی، که گیجم من

تو خود را اینچنین هر روز زیبا می کنی یا نه

میان عقل من با عشق تو دعواست روز و شب

تو هم مانند من با خویش دعوا می کنی یا نه


واژگان کلیدی:اشعار احسان تاجی،نمونه شعر احسان تاجی،شاعر احسان تاجی،شعرهای احسان تاجی،شعری از احسان تاجی،یک شعر از احسان تاجی،غزل غزلیات غزل های غزلی از احسان تاجی،احسان تاجي.

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*