قالب وردپرس افزونه وردپرس

شعری از امیر سنجری

0.0 00   زنگ ساعت دوباره گوشت را خواب های پریده هوشت را خواب و بیدار رفته دوشت را سر یک کار دفتری باشی راه های نرفته را بروی بعد هم کل هفته را بدوی آخرش از خودت بریده شوی توی یک شعر بستری باشی مثل یک عشق گمشده در …

توضیحات بیشتر »

شعری از ارنستو چگوارا

0.0 00   می توانستم شاعری باشم ولگرد قمارخانه های بوينس آيرس محفل نشينِ خواب و زن و امضاء و اعتياد. نوحه سرای گذشته های مُرده گذشته های دور گذشته های گيج. اما تا کی… ؟ از امروز گفتن و برای مردم سرودن دشوار است، و ما می خواهيم از …

توضیحات بیشتر »

اشعار حسین جنتی

0.0 00   شعر نخست: باید که ز داغم خبری داشته باشد هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری است که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد ! حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل بازیچه ی دست تبری داشته باشد …

توضیحات بیشتر »

غزلی از جواد زهتاب

0.0 00   از عاشقی نشانه بیاور برای من من عاشقم، بهانه بیاور  برای من من قانعم، کبوتر پرواز نیستم یک دام، آب و دانه بیاور برای من یک زنجره شبانه برایت می‌آورم یک حنجره ترانه بیاور برای من یک ذره مهربان شو و با مهربانی‌ات خورشید را به خانه بیاور …

توضیحات بیشتر »

حکایت باز شدن گره

0.0 00   يك روز يک فقيري نالان و غمگين از خرابه اي رد مي شد و كيسه اي كه كمي گندم در آن بود بر دوش خود مي كشيد تا به كودكانش برساند و ناني از آن درست كنند شب را سير بخوابند . در راه با خود زمزمه …

توضیحات بیشتر »

شعری از میلاد پاک گر

0.0 00   تا تو هستي عشق دگر براي چه؟ من در دلم دفتري كهنه از عشق دارم كنون در آن سوي كوه ها كه خورشيد تابان مي درخشد ورق مي زنم كتاب زندگاني را مي پيچم كورمال ، از پيچ و خم رودها كه غرق سكوتند از كوره راهايِ …

توضیحات بیشتر »

اشعار بهار حق شناس

0.0 00 شعر نخست : خودت را جای من بگذار ، دلت بدجور می گیرد تمام خاطراتم را کسی با زور می گیرد همه گفتند عاشق شد ، همه گفتند خوشبخت است ومن هرگز نفهمیدم  که چشم شور می گیرد تمام عمر ، عشقم را شبیه آتشی دیدم که خشک …

توضیحات بیشتر »

شعری از ژولیده نیشابوری

3.0 01   دلت را خانه ی ما کن،مصفا کردنش با من به ما درد خود افشا کن،مداوا کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل،کلید استجابت را بیا یک لحظه با ما باش،پیدا کردنش با من بیفشان قطره ی اشکی که من هستم خریدارش بیاور قطره ای اخلاص،دریا …

توضیحات بیشتر »

اشعار شیخ بهایی

1.0 01 شعر نخست: همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن زمدینه تا بـه کعبه سر و پا برهنه رفتن دو لب از برای لبیک بـه گفتــه باز کردن   شب جمعه ها نخفتن ، به خدای راز گفتن ز وجود بی نیازش  …

توضیحات بیشتر »

غزلی از مرتضی خدایگان

0.0 00   جنون زلف هایت برده از من باز، بازی را بیا پایان بده مردانه این گیسو درازی را بکش ابرو، بزن چاقو، بده مرهم، خدایی کن به شدت دوست دارم این مدل بنده نوازی را تمام پاره خط های تنم را قطع کن با وصل بر اندازیم این …

توضیحات بیشتر »