قالب وردپرس افزونه وردپرس

شعرهایی از خلیل جوادی

شعر نخست: این روزها که این همه کم فکر می کنیم آیا به عشق و عاطفه هم فکر می کنیم؟ احساس را  معامله کردیم با غذا دیگـر فقط ، فقط به شکم فکر می کنیم مارا مجال درک قلم نیست ، بی گمان بسیارمان  به ترک قلم  فکـر  می کنیم …

توضیحات بیشتر »

شعری از عالمتاج قائم مقامی(ژاله)

  بسته در زنجیر آزادیست سر تا پای من برده‌ام ای دوست و آزادی بود مولای من گرچه آزادیست عکس بردگی در چشم خلق مجمع آن هر دو ضد اینک دل شیدای من چیست آزادی؟ ندیدم لیک می‌دانم که اوست مرهمی راحت رسان بر زخم تن فرسای من من نه …

توضیحات بیشتر »

مناجات های خواجه عبدالله انصاری

  الهی اگر پرسی حجت نداریم و اگر بسنجی بضاعت نداریم و اگر بسوزی طاقت نداریم .مائیم همه مسلمان بیمایه و همه از طاعت بی پیرایه و همه محتاج و بی سرمایه الهی چون نیکان را استغفار باید کرد ، نانیکان را چه باید کرد ؟الهی مبینی و میدانی و …

توضیحات بیشتر »

شعری از بنفشه ابوترابی

  بی قرار بی قراری های نوروزم ميزی از احساس مالامال می چينم لحظه ها را هم، به فال نيک مي گيرم گيسوان سبزه را با عشق می بافم سبزه هم می خندد و قد می کشد از شوق . سيب سرخی را به آب تنگ می بخشم جای ماهی …

توضیحات بیشتر »

شعری از بهناز جعفری

  گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است با زور مسکن قوی خوابیدن با دلهره از خواب پریدن سخت است عاشق نشدی زندگی ات تلخ شود تا درک کنی که دل بریدن سخت است بعد از تو خدا شبیه تو خلق نکرد یعنی …

توضیحات بیشتر »

اشعار گیتی خوشدل

  شعر نخست: ریشه ات جهان را پر کرده بود هر درخت که به بهار نگاهت دل باخت جوان شد . هر خستگی که به آیینه ی چهره ات نگریست آرام گرفت . هر گاه از سرم گذشت که دوستت دارم خجل گشتم از روی عشق که اقیانوس بودی و …

توضیحات بیشتر »

سخنان دکتر حسین الهی قمشه ای

   انسان ها معمولا ما را تشویق می کنند که به بهای از دست دادن کنجکاوی، احتیاط را بر گزینیم و به قیمت از دست دادن ماجراجویی ، به امنیت متوسل شویم، از مجهولات بپرهیزیم و پا به وادی ناشناخته ها نگذاریم. ولی به این حقیقت توجه کنیم که زندگی …

توضیحات بیشتر »

شعری از امیر سنجری

  زنگ ساعت دوباره گوشت را خواب های پریده هوشت را خواب و بیدار رفته دوشت را سر یک کار دفتری باشی راه های نرفته را بروی بعد هم کل هفته را بدوی آخرش از خودت بریده شوی توی یک شعر بستری باشی مثل یک عشق گمشده در تب خواب …

توضیحات بیشتر »

شعری از ارنستو چگوارا

  می توانستم شاعری باشم ولگرد قمارخانه های بوينس آيرس محفل نشينِ خواب و زن و امضاء و اعتياد. نوحه سرای گذشته های مُرده گذشته های دور گذشته های گيج. اما تا کی… ؟ از امروز گفتن و برای مردم سرودن دشوار است، و ما می خواهيم از امروز و …

توضیحات بیشتر »

اشعار حسین جنتی

  شعر نخست: باید که ز داغم خبری داشته باشد هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری است که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد ! حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل بازیچه ی دست تبری داشته باشد سخت است …

توضیحات بیشتر »

غزلی از جواد زهتاب

  از عاشقی نشانه بیاور برای من من عاشقم، بهانه بیاور  برای من من قانعم، کبوتر پرواز نیستم یک دام، آب و دانه بیاور برای من یک زنجره شبانه برایت می‌آورم یک حنجره ترانه بیاور برای من یک ذره مهربان شو و با مهربانی‌ات خورشید را به خانه بیاور برای من …

توضیحات بیشتر »