قالب وردپرس افزونه وردپرس

اشعار لایق شیرعلی

  شعر نخست :   ای هموطن با همدگر چون و چرا،چرا؟ کرديم بزمخانه را ماتم سرا،چرا؟  داریم یک ترانه ی شیوای سرنوشت در یک ترانه،ما و تو ناهمسُرا چرا؟  چشمه يکی ‌و بر همه لب تشنه میرسد در صد محل با هم زنی صد کوزه را چرا؟  رفتند تنگ …

توضیحات بیشتر »

گلستان-باب هشتم در آداب صحبت-پایان

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت پایان   تمام شد کتاب گلستان. واللهُ المُستَعان به توفیق باری عزّ اسمُهُ (1) . درین جمله چنان که رسم مولفان است از شعر متقدمان به طریق استعارت تلفیقی نرفت. غالب گفتار سعدی طرب انگیز است و طیبت آمیز و کوته نظران را بدین علت …

توضیحات بیشتر »

گلستان-باب هشتم در آداب صحبت-شماره ۱۱۰

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت شماره 110   دو کس مردند و حسرت بردند : یکی آنکه داشت و نخورد و دیگر آنکه دانست و نکرد . کس نبیند بخیل فاضل را که نه در عیب گفتنش کوشد ور کریمی دو صد گنه دارد کرمش عیب ها فرو پوشد

توضیحات بیشتر »

گلستان-باب هشتم در آداب صحبت-شماره ۱۰۹

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت شماره 109   حکیمی را پرسیدند : چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند ، هیچ یک را آزاد نخوانده‌اند مگر سرو را که ثمره‌ای ندارد. درین چه حکمت است ؟ گفت : هر درختی را ثمره ی معین است که به …

توضیحات بیشتر »

گلستان-باب هشتم در آداب صحبت-شماره ۱۰۸

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت شماره 108   قحبه ی پیر از نابکاری چه کند که توبه نکند و شحنه ی معزول از مردم آزاری ؟ جوان گوشه نشین ، شیر مرد راه خداست که پیر خود نتواند ز گوشه‌ای برخاست جوان سخت می باید که از شهوت بپرهیزد که …

توضیحات بیشتر »

گلستان-باب هشتم در آداب صحبت-شماره ۱۰۶

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت شماره 106   شاه از بهر دفع ستمکاران است و شحنه برای خونخواران و قاضی ، مصلحت جوی طراران. هرگز دو خصم به حق راضی ، پیش قاضی نروند . چو حق معاینه دانی که می بباید داد به لطف به که و جنگ آوری …

توضیحات بیشتر »

گلستان-باب هشتم در آداب صحبت-شماره ۱۰۵

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت شماره 105   نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر . موحد چه در پای ریزی زرش چه شمشیر هندی نهی بر سرش امید و هراسش نباشد ز کس بر این است بنیاد توحید و بس  

توضیحات بیشتر »

گلستان-باب هشتم در آداب صحبت-شماره ۱۰۴

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت شماره 104   بزرگی را پرسیدند : با چندین فضیلت که دست راست را هست ، خاتم در انگشت چپ چرا می‌کنند ؟ گفت : ندانی که اهل فضیلت همیشه محروم باشند ؟ آنکه حظ آفرید و روزی داد یا فضیلت همی دهد یا بخت

توضیحات بیشتر »

گلستان-باب هشتم در آداب صحبت-شماره ۱۰۳

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت شماره 103   درویشی به مناجات در ، می گفت : یا رب بر بدان رحمت کن که بر نیکان خود رحمت کرده ای که مر ایشان را نیک آفریده ای. اول کسی که عَلَم بر جامه کرد و انگشتری در دست ، جمشید بود. …

توضیحات بیشتر »