قالب وردپرس افزونه وردپرس

شعری از الهام میزبان

  در تنفس های کشدار همه توی خواب ظهر تابستانی زیر باد گرم پنکه در اتاق فکر در رفتن به تو هر ثانیه   غلت هی خوردن به سمت پنجره بی صدا از خواب مامان رد شدن پا برهنه روی موزائیک داغ با تنی خیس از عرق در پیرهن   …

توضیحات بیشتر »

اشعار اسکندر ختلانی

  شعر نخست :   در خون من غرور نیاکان نهفته است خشم و ستیز رستم دستان نهفته است در تنگنای سینه ی حسرت کشیده ام گهواره ی بصیرت مردان نهفته است خاک مرا جزیره ی خشکی گمان مبر دریای بی کران و خروشان نهفته است خالی دل مرا تو …

توضیحات بیشتر »

اشعار ابراهیم نصرالله

  شعر نخست : روز اول دستم تابوت روان بر شانه ها را بدرقه کرد فردایش برایم کفنی فرستادند . روز دوم دستم سوی گلی شکوفا پر زد فردایش تابوتی برایم فرستادند . روز سوم فریاد کشیدم می خواهم که زندگی کنم فردایش برایم قاتلی فرستادند . “برگردان : سعید …

توضیحات بیشتر »

حکایت درویش ژنده پوش

  روزی در یک روستا، درویشی در حال گذر بود. در همان حال کودکی بر پشت بام یکی از خانه ها بازی می کرد. به ناگه بر لب بام آمد و در مقابل چشمان وحشت زده اهالی به پایین پرتاب شد. درویش به محض مشاهده صحنه فریاد زد: او را …

توضیحات بیشتر »

اشعار رستم عجمی،شاعر تاجیکستانی

شعر نخست :   موهات بیرقی ست که وقتی وزان شوند بی شک که بادهای جهان جاودان شوند تاریخ مرده زنده کند چشم های تو با عشوه های توست که پیران جوان شوند با این کرشمه ها که تو داری دراین صدا حتی پرندگان جهان شعرخوان شوند با این صدا …

توضیحات بیشتر »

شعری از سیروس بداغی

  کم کم هلال ماه خدا می‌رسد ز راه اوقات ناب اهل بکاء می‌رسد ز راه مهمان کند خدا همگان را به سفره‌اش وقتی که ماه جود و سخا می‌رسد ز راه گُل می‌کند به لب همه دم ذکر یا علی زیرا بهار اهل دعا می‌رسد ز راه ماه مجیر و جوشن و شب‌های عاشقی ماه جنون و ماه صفا می‌رسد …

توضیحات بیشتر »

اشعار هوتن نجات

  شعر نخست :   از پله می شتابم و کوچه صبح زیبایی دارد از ساعت بانک مطمئنم در راه باد می آید و به کوچه می نشیند یک عابر با ساعت بیدار با من به گفتگوست و عابر دیگری با کنجکاوی می گذرد چراغ روشن را می گشاید و …

توضیحات بیشتر »

داستان کوتاه دو فرشته

  دو فرشته مسافر، براي گذراندن شب، در خانه يک خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه ی مجللشان راه ندادند، بلکه زيرزمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند. فرشته پير در ديوار زير زمين شکافي ديد و آن را تعمير …

توضیحات بیشتر »

اشعار نفیسه سادات موسوی

  شعر نخست :   گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است تا حواس احدی جمع به بغضم نشود آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش پیش چشم کسی آشفته و …

توضیحات بیشتر »

تفاوت واژگان آذر،آذار،آزر،آزار

  آذر به معنای آتش و نام ماه نهم از تقویم شمسی است. آذار نام ماه ششم از تقویم سریانی رومی برابر ماه ژوئن است.در ادبیات فارسی ، آذار به  معنی اوایل فصل بهار است .حافظ شیرازی در شعری چنین می سراید : ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید وجه …

توضیحات بیشتر »