قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

گر به چشم دل جانا جلوه‌های ما بینی

رهی معیری – غزلیات شماره ۱۴۱   ترک خودپرستی کن گر به چشم دل جانا جلوه‌های ما بینی در حریم اهل دل، جلوه ی خدا بینی راز آسمان‌ها را در نگاه ما خوانی نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی در مصاف مسکینان، چرخ را زبون یابی با شکوهِ درویشان، …

توضیحات بیشتر »

هوشم ربوده ماه قدح نوشی

رهی معیری – غزلیات شماره ۱۳۷ ماه قدح نوشی هوشم ربوده ماه قدح نوشی خورشید روی زهره بناگوشی زنجیر دل ز جعد سیه سازی گلبرگ تر، به مشک سیه پوشی از غم بسان سوزن زرینم در آرزوی سیم بر و دوشی خون جگر به ساغر من کرده ساغر ز دست …

توضیحات بیشتر »

ز گرمی بی نصیب افتاده‌ام چون شمع خاموشی

رهی معیری – غزلیات شماره ۱۳۶ پرنیان پوش ز گرمی بی نصیب افتاده‌ام چون شمع خاموشی ز دل ها رفته‌ام، چون یاد از خاطرفراموشی منم با ناله دمسازی، به مرغ شب هم‌آوازی منم بی‌باده مدهوشی، ز خون دل قدح‌نوشی ز آرامم جدا، از فتنه‌ی روی دلارامی سیه‌روزم چو شب، در …

توضیحات بیشتر »

شب این سر گیسوی ندارد که تو داری

رهی معیری – غزلیات شماره ۱۳۵ گیسوی شب شب این سر گیسوی ندارد که تو داری آغوش گل این بوی ندارد که تو داری نرگس که فریبد دل صاحبنظران را این چشم سخنگوی ندارد که تو داری نیلوفر سیراب که افشانده سر زلف این خرمن گیسوی ندارد که تو داری …

توضیحات بیشتر »

بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی

رهی معیری – غزلیات شماره ۱۳۲ پاس دوستی بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی دشمنی ها کرد با من در لباس دوستی کوه پا بر جا گمان می‌کردمش، دردا که بود از حبابی سست بنیان‌تر اساس دوستی بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را جای …

توضیحات بیشتر »

هستی چه باشد آشفته خوابی 

رهی معیری – غزلیات شماره ۱۳۱ خواب آشفته هستی چه باشد آشفته خوابی نقش فریبی، موج سرابی نخل محبت، پژمرده شد، کو فیض نسیمی، اشک سحابی در بحر هستی، ما چون حبابیم جز یک نفس نیست، عمر حبابی از هجر و وصلم، حاصل همین بود : یا انتظاری، یا اضطرابی …

توضیحات بیشتر »