قالب وردپرس افزونه وردپرس

اشعار آدام زاگایفسکی

شعر نخست :   تو باید تمام سنگینی دنیا را به دوش بکشی تحملش را آسان‌تر کنی مثل کوله‌ای بیندازیش بر شانه‌هایت و عزم رفتن کنی بهترین وقتش غروب است در بهار وقتی درخت‌ها به آرامی ‌نفس می‌کشند و شب وعده می‌دهد که خوب باشد ترکه‌های نارون در باغ ترق …

توضیحات بیشتر »

داستان کوتاه اعتماد به خدا

وئیز زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس، با نگاهی مغموم وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمیتواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند . جان لانک هاوس، …

توضیحات بیشتر »

اشعار مصطفی الوندی

شعر نخست :   نشسته ام به تماشای چشم چون پری ات که سهم من بشود یک نگاه سرسری ات که سهم من بشود سرزمین موهایت اگر اجازه دهد مرزهای روسری ات زمان عرضه ی لبخندها حواست نیست که کشته می دهد این خنده های دلبری ات نگاه کن که …

توضیحات بیشتر »

شعری از ملیحه قاصدیان

بیا و یک شب دیگر حضورت را مکرر کن تمام لحظه هایم را به لبخندی معطر کن نمی دانم چگونه ! سنگر و تسبیح و سجاده برای گفتن آن خاطرات خوب لب تر کن تو مانند منورهای جبهه روشن روشن! دل تاریک و خاموش مرا لختی منور کن تو ای …

توضیحات بیشتر »

اشعار کوتاه بیتا رضوی

اندوه من سالهاست که مثل پرده ای قدیمی از این سوی دنیا به سوی دیگرش کشیده می شود . ***** کیفت را برمیداری ترس برت میدارد عطر تاریخ گذشته عشق تاریخ گذشته ترس تاریخ گذشته فکر می کنی تاریخ مصرفت کم کم دارد تمام می شود . واژگان کلیدی : …

توضیحات بیشتر »

اشعار شبگیر پولادیان

شعر نخست :   نوروز را ترنم ایام را درود عشق و شباب و مژده و پیغام را درود آغوش پر نوازش دوشیزه ی بهار بانوی سبز پوش گل اندام را درود قد قامت بلند تمنای سرو را دامان پر شکوفه ی بادام را درود صهبای مست میکده های جوانه …

توضیحات بیشتر »

شعری از پوران فرخزاد

تمام پنجره‌ام از بهار لبریز است و بوی باد و عطر بنفشه هوای مانده ی دیروز هوای مرگ و ملالت را در عمق خاطره‌ها دفن می‌کند . اینک تمام پنجره‌ام سبز اینک تمام پنجره‌ام تازه و تر و شاداب اینک تمام پنجره‌ام سرشار از ولایت خورشید و ترنم ترانه‌ ی …

توضیحات بیشتر »

شعری از آیسا حکمت

هر روز به صورتت نگاه می کنم یک خط به سرنوشتت اضافه می شود هر روز بیشتر از دیروز تو را دوست می دارم مهربان تر می شوی خدای من تعارف ندارم آه می کشم دنیا در چشمهایم تنگ و گشاد می شود و جوانه ای از پای دندان پوسیده ام …

توضیحات بیشتر »