اشعار نرگس دوست

اشعار نرگس دوست
به این پست امتیاز بدهید

 

اسم مرا

می توانی ازنام گلی بشناسی

که هر زمستان

زن زیبایی را

در پیراهنش صدا می کند

صدا در برف آب می شود

و بهار را

برگ برگ

در آغوش تو می ریزد .

*****

مرگ

پیراهن زن زیبایی را پوشید

به خیابان ها آمد

و پشت چراغ قرمز

به مسافران انار تعارف می کرد !

*****

می ترسم

وقتی تو

و عریانی ماه را

در حوض ببینم

سرم بالای دار باشد !


واژگان کلیدی: اشعار نرگس دوست،نمونه شعر نرگس دوست،شاعر نرگس دوست،شعرهای نرگس دوست،شعری از نرگس دوست،یک شعر از نرگس دوست،شعر کوتاه نرگس دوست،شعر کوتاهی از نرگس دوست.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0