چمن جز عشق تو کاری ندارد

مولانا-غزل شماره 666

چمن جز عشق تو کاری ندارد

وگر دارد چو من باری ندارد

چه بی‌ذوق است آن کش عشق نبود

چه مرده ست آنکه او یاری ندارد

به غیر قوت تن قوتی ننوشد

بجز دنیا سمن زاری ندارد

هر آنک ترک خر گوید ز مستی

غم پالان و افساری ندارد

ز خر رست و روان شد پابرهنه

به گلزاری که آن خاری ندارد

چه غم دارد که خر رفت و رسن برد

بر او خر چو مقداری ندارد

مشو غره به ازرق پوش گردون

که اندر زیر ایزاری ندارد

درافکن فتنه ی دیگر در این شهر

که دور عشق هنجاری ندارد

بدران پرده‌ها را زانک عاشق

ز بی‌شرمی غم و عاری ندارد

بزن آتش در این گفت و در آنکس

که در گفت تو اقراری ندارد

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها