سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود

سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
به این پست امتیاز بدهید

مولانا-غزل شماره 590

 

سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود

چو جان بهر نظر باشد روان بی‌نظر چه بود

نظر در روی شه باید چو آن نبود چه را شاید

سفر از خویشتن باید چو با خویشی سفر چه بود

مرا پرسید صفرایی که گر مرد شکرخایی

کمر بندم چو نی پیشت اگر گویی شکر چه بود

بگفتم بهترین چیزی ولیکن پیش غیر تو

که تو ابله شکر بینی و گویی زین بتر چه بود

ازیرا اصل جسم تو ز زهر قاتل افتاده ست

سقر بوده ست اصل تو نداند جز سقر چه بود

جهان و عقل کلی را ز عقل جزو چون بینی

در آن دریای خون آشام عقل مختصر چه بود

دو سه سطر است که می‌خوانی ز سر تا پا و پا تا سر

دگر کاری نداری تو وگرنه پا و سر چه بود

چو کور افتاد چشم دل چو گوش از ثقل شد پرگل

به غیر خانه ی وسواس جای کور و کر چه بود

.....
  • امین پیرانی
  • هیچ
  • 60 views
  • ۱۵ مهر ۹۷
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0