قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف م / تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردم

تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردم

تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردم

چو در چرخم درآوردی به گردت زان همی‌گردم

چو باغ وصل خوش بویم چو آب صاف در جویم

چو احسان است هر سویم در این احسان همی‌گردم

مرا افتاد کار خوش زهی کار و شکار خوش

چو باد نوبهار خوش در این بستان همی‌گردم

چه جای باغ و بستانش که نفروشم به صد جانش

شدم من گوی میدانش در این میدان همی‌گردم

کسی باشد ملول ای جان که او نبود قبول ای جان

منم آل رسول ای جان پس سلطان همی‌گردم

تو را گویم چرا مستم ز لعلش بوی بردستم

کلند عشق در دستم به گرد کان همی‌گردم

منم از کیمیای جان چه جای دل چه جای جان

نه چون تو آسیای نان که گرد نان همی‌گردم

قدح وارم در این دوران میان حلقه مستان

ز دست این به دست آن بدین دستان همی‌گردم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code


Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/var/cpanel/php/sessions/ea-php72) in Unknown on line 0