قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ر تا ل / برخیز ز خواب و ساز کن چنگ

برخیز ز خواب و ساز کن چنگ

به این پست امتیاز بدهید

برخیز ز خواب و ساز کن چنگ

کان فتنه مه عذار گلرنگ

نی خواب گذاشت خواجه نی صبر

نی نام گذاشت خواجه نی ننگ

بدرید خرد هزار خرقه

بگریخت ادب هزار فرسنگ

اندیشه و دل به خشم با هم

استاره و مه ز رشک در جنگ

استاره به جنگ کز فراقش

این عرصه چرخ تنگ شد تنگ

مه گوید بی ز آفتابش

تا کی باشم ز چرخ آونگ

بازار وجود بی‌عقیقش

گو باش خراب سنگ بر سنگ

ای عشق هزارنام خوش جام

فرهنگ ده هزار فرهنگ

بی‌صورت با هزار صورت

صورت ده ترک و رومی و زنگ

درده ز رحیق خویش یک جام

یا از رز خویش یک کفی بنگ

بگشا سر خنب را دگربار

تا سر بنهد هزار سرهنگ

تا حلقه مطربان گردون

مستانه برآورند آهنگ

مخمور رهد ز قیل و از قال

تا حشر چو حشریان بود دنگ

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*