گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش

مولانا-غزل شماره 1216

 

گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش

ور زانک تو عاشق نه‌ای رو سخره می‌کن خار کش

جانی بباید گوهری تا ره برد در دلبری

این ننگ جان‌ها را ز خود بیرون کن و بر دار کش

گاهی بود در تیرگی گاهی بود در خیرگی

بیزار شو زین جان هله بر وی خط بیزار کش

خود را مبین در من نگر کز جان شدستم بی‌اثر

مانند بلبل مست شو زو رخت بر گلزار کش

این کره ی تند فلک از روح تو سر می‌کشد

چابک سوار حضرتی این کره را در کار کش

چون شهسوار فارسی خربندگی تا کی کنی

ننگت نمی‌آید که خر گوید تو را خروار کش

همچون جهودان می‌زیی ترسان و خوار و متهم

پس چون جهودان کن نشان عصابه بر دستار کش

یا از جهودی توبه کن از خاک پای مصطفی

بهر گشاد دیده را در دیده ی افکار کش

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها