قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ر تا ل / سست مکن زه که من تیر توام چارپر

سست مکن زه که من تیر توام چارپر

به این پست امتیاز بدهید

مولانا-غزل شماره 1126

 

سست مکن زه که من تیر توام چارپر

روی مگردان که من یک دله‌ام نی دوسر

از تو زدن تیغ تیز وز دل و جان صد رضا

یک سخنم چون قضا نی اگرم نی مگر

گر بکشی ذوالفقار ثابتم و پایدار

نی بگریزم چو باد نی بمرم چون شرر

جان بسپارم به تیغ هیچ نگویم دریغ

از جهت زخم تیغ ساخت حقم چون سپر

تیغ زن ای آفتاب گردن شب را به تاب

ظلمت شب‌ها ز چیست کوره ی خاک کدر

معدن صبر است تن معدن شکر است دل

معدن خنده‌ست شش معدن رحمت جگر

بر سر من چون کلاه ساز شها تختگاه

در بر خود چون قبا تنگ بگیرم به بر

گفت کسی عشق را صورت و دست از کجا

منبت هر دست و پا عشق بود در صور

نی پدر و مادرت یک دمه‌ای عشق باخت

چونک یگانه شدند چون تو کسی کرد سر

عشق که بی‌دست او دست تو را دست ساخت

بی‌سر و دستش مبین شکل دگر کن نظر

رنگ همه روی‌ها آب همه جوی‌ها

مفخر تبریز دان شمس حق ای دیده ور

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*