قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ر تا ل / راز را اندر میان نه وا مگیر

راز را اندر میان نه وا مگیر

مولانا-غزل شماره ۱۱۰۶

 

راز را اندر میان نه وا مگیر

بنده را هر لحظه از بالا مگیر

تو نکو دانی که هر چیز از کجاست

گر خطاها رفت آن از ما مگیر

روستایی گر بوم آن توام

روستایی خویش را رستا مگیر

چون مرا در عشق‌ استا کرده ای

خود مرا شاگرد گیر استا مگیر

تو مرا از ذوق می‌گیری گلو

تا بنالم گویمت آنجا مگیر

سوی بحرم کش که خاشاک توام

تو مرا خود لایق دریا مگیر

از الست آمد صلاح الدین تمام

تو ورا ز امروز و از فردا مگیر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code