قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ر تا ل / نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر

نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر

به این پست امتیاز بدهید

مولانا-غزل-شماره 1068

 

نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر

خسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر

بلک دریایی ست عشق و موج رحمت می‌زند

ابر بفرستد به دوران و به نزدیکان گهر

صد سلام و بندگی ای جان از این مستان بخوان

جام زرین پیش آر و سیم بر ای سیمبر

پشت آنی تو که پشتش از غم و محنت شکست

آب آنی که ندارد هیچ آبی بر جگر

پخته شد نان دلی کز تف عشق تو بسوخت

شد زبردست ابد آن کز تو شد زیر و زبر

زان سر مستانش رست از خنجر قصاب مرگ

که نبودند اندر این سودا چو ساطوری دوسر

می بیار ای عشق بهر جان فرزندان خویش

محو کن اندیشه‌ها را زان شراب چون شرر

دی بدادی آنچ دادی جمع را ای میرداد

بخش امروزینه کو ای هر دمی بخشنده تر

بس کن و پرده ی دگر زن تا نگردد کس ملول

می پر از باغی به باغی این چنین کن پرشکر

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*