غزلیات شمس تبریزی-ر تا ل

حرف ر :

 

غزل شماره ۱۰۱۵ : ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر

غزل شماره ۱۰۱۶ : انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر

غزل شماره ۱۰۱۷ : آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر

غزل شماره ۱۰۱۸ : رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر

غزل شماره ۱۰۱۹ : ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر

غزل شماره ۱۰۲۰ : ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر

غزل شماره ۱۰۲۱ : گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر

غزل شماره ۱۰۲۲ : دی سحری بر گذری گفت مرا یار

غزل شماره ۱۰۲۳ : اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور

غزل شماره ۱۰۲۴ : مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر

غزل شماره ۱۰۲۵ : مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر

غزل شماره ۱۰۲۶ : گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر

غزل شماره ۱۰۲۷ : یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر

غزل شماره ۱۰۲۸ : ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر

غزل شماره ۱۰۲۹ : جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر

غزل شماره ۱۰۳۰ : نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر

غزل شماره ۱۰۳۱ : جان من و جان تو بستست به همدیگر

غزل شماره ۱۰۳۲ : تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر

غزل شماره ۱۰۳۳ : ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر

غزل شماره ۱۰۳۴ : مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار

غزل شماره ۱۰۳۵ : ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر

غزل شماره ۱۰۳۶ : ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر

غزل شماره ۱۰۳۷ : گیرم که بود میر تو را زر به خروار

غزل شماره ۱۰۳۸ : به حسن تو نباشد یار دیگر

غزل شماره ۱۰۳۹ : بگرد فتنه می‌گردی دگربار

غزل شماره ۱۰۴۰ : جفا از سر گرفتی یاد می‌دار

غزل شماره ۱۰۴۱ : مرا یارا چنین بی‌یار مگذار

غزل شماره ۱۰۴۲ : منم از جان خود بیزار بیزار

غزل شماره ۱۰۴۳ : مرا اقبال خندانید آخر

غزل شماره ۱۰۴۴ : به ساقی درنگر در مست منگر

غزل شماره ۱۰۴۵ : بگردان ساقیا آن جام دیگر

غزل شماره ۱۰۴۶ : نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر

غزل شماره ۱۰۴۷ : در این سرما و باران یار خوشتر

غزل شماره ۱۰۴۸ : خداوند خداوندان اسرار

غزل شماره ۱۰۴۹ : صد بار بگفتمت نگهدار

غزل شماره ۱۰۵۰ : کی باشد اختری در اقطار

غزل شماره ۱۰۵۱ : شب گشت ولیک پیش اغیار

غزل شماره ۱۰۵۲ : نوریست میان شعر احمر

غزل شماره ۱۰۵۳ : نزدیک توام مرا مبین دور

غزل شماره ۱۰۵۴ : ای یار شگرف در همه کار

غزل شماره ۱۰۵۵ : انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۰۵۶ : انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۰۵۷ : دارد درویش نوش دیگر

غزل شماره ۱۰۵۸ : آخر کی شود از آن لقا سیر

غزل شماره ۱۰۵۹ : گفتی که زیان کنی زیان گیر

غزل شماره ۱۰۶۰ : عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

غزل شماره ۱۰۶۱ : عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار

غزل شماره ۱۰۶۲ : چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر

غزل شماره ۱۰۶۳ : عزم رفتن کرده‌ای چون عمر شیرین یاد دار

غزل شماره ۱۰۶۴ : مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار

غزل شماره ۱۰۶۵ : یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دار

غزل شماره ۱۰۶۶ : مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار

غزل شماره ۱۰۶۷ : سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر

غزل شماره ۱۰۶۸ : نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر

غزل شماره ۱۰۶۹ : در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر

غزل شماره ۱۰۷۰ : گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر

غزل شماره ۱۰۷۱ : معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر

غزل شماره ۱۰۷۲ : گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر

غزل شماره ۱۰۷۳ : خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار

غزل شماره ۱۰۷۴ : گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار

غزل شماره ۱۰۷۵ : آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار

غزل شماره ۱۰۷۶ : لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار

غزل شماره ۱۰۷۷ : از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار

غزل شماره ۱۰۷۸ : شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر

غزل شماره ۱۰۷۹ : بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور

غزل شماره ۱۰۸۰ : ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور

غزل شماره ۱۰۸۱ : ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار

غزل شماره ۱۰۸۲ : عقل بند ره روان و عاشقانست ای پسر

غزل شماره ۱۰۸۳ : هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

غزل شماره ۱۰۸۴ : مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر

غزل شماره ۱۰۸۵ : همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر

غزل شماره ۱۰۸۶ : هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر

غزل شماره ۱۰۸۷ : بده آن باده به ما باده به ما اولیتر

غزل شماره ۱۰۸۸ : سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر

غزل شماره ۱۰۸۹ : هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر

غزل شماره ۱۰۹۰ : صنما این چه گمانست فرودست حقیر

غزل شماره ۱۰۹۱ : نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر

غزل شماره ۱۰۹۲ : اختران را شب وصلست و نثارست و نثار

غزل شماره ۱۰۹۳ : روستایی بچه‌ای هست درون بازار

غزل شماره ۱۰۹۴ : پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر

غزل شماره ۱۰۹۵ : داد جاروبی به دستم آن نگار

غزل شماره ۱۰۹۶ : گر ز سر عشق او داری خبر

غزل شماره ۱۰۹۷ : عقل بند ره روانست ای پسر

غزل شماره ۱۰۹۸ : آمدم من بی‌دل و جان ای پسر

غزل شماره ۱۰۹۹ : ای نهاده بر سر زانو تو سر

غزل شماره ۱۱۰۰ : بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر

غزل شماره ۱۱۰۱ : نرم نرمک سوی رخسارش نگر

غزل شماره ۱۱۰۲ : عشق را با گفت و با ایما چه کار

غزل شماره ۱۱۰۳ : رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار

غزل شماره ۱۱۰۴ : باز شد در عاشقی بابی دگر

غزل شماره ۱۱۰۵ : ای خیالت در دل من هر سحور

غزل شماره ۱۱۰۶ : راز را اندر میان نه وامگیر

غزل شماره ۱۱۰۷ : در چمن آیید و بربندید دید

غزل شماره ۱۱۰۸ : ساقیا باده چون نار بیار

غزل شماره ۱۱۰۹ : ساقیا باده گلرنگ بیار

غزل شماره ۱۱۱۰ : از لب یار شکر را چه خبر

غزل شماره ۱۱۱۱ : روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر

غزل شماره ۱۱۱۲ : بر منبرست این دم مذکر مذکر

غزل شماره ۱۱۱۳ : ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۴ : ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۵ : ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۶ : هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار

غزل شماره ۱۱۱۷ : دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار

غزل شماره ۱۱۱۸ : میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

غزل شماره ۱۱۱۹ : کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر

غزل شماره ۱۱۲۰ : مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در

غزل شماره ۱۱۲۱ : آمد بهار خرم و آمد رسول یار

غزل شماره ۱۱۲۲ : اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر

غزل شماره ۱۱۲۳ : پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار

غزل شماره ۱۱۲۴ : تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار

غزل شماره ۱۱۲۵ : چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

غزل شماره ۱۱۲۶ : سست مکن زه که من تیر توام چارپر

غزل شماره ۱۱۲۷ : وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر

غزل شماره ۱۱۲۸ : بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر

غزل شماره ۱۱۲۹ : عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر

غزل شماره ۱۱۳۰ : آید هر دم رسول از طرف شهر یار

غزل شماره ۱۱۳۱ : گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر

غزل شماره ۱۱۳۲ : چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

غزل شماره ۱۱۳۳ : نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار

غزل شماره ۱۱۳۴ : چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار

غزل شماره ۱۱۳۵ : بیار ساقی بادت فدا سر و دستار

غزل شماره ۱۱۳۶ : نبشتست خدا گرد چهره دلدار

غزل شماره ۱۱۳۷ : شدست نور محمد هزار شاخ هزار

غزل شماره ۱۱۳۸ : چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار

غزل شماره ۱۱۳۹ : مجوی شادی چون در غمست میل نگار

غزل شماره ۱۱۴۰ : بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

غزل شماره ۱۱۴۱ : ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار

غزل شماره ۱۱۴۲ : درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر

غزل شماره ۱۱۴۳ : تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر

غزل شماره ۱۱۴۴ : ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصور

غزل شماره ۱۱۴۵ : به من نگر که منم مونس تو اندر گور

غزل شماره ۱۱۴۶ : مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار

غزل شماره ۱۱۴۷ : بکش بکش که چه خوش می‌کشی بیار بیار

غزل شماره ۱۱۴۸ : کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر

غزل شماره ۱۱۴۹ : فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر

غزل شماره ۱۱۵۰ : به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر

غزل شماره ۱۱۵۱ : قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور

غزل شماره ۱۱۵۲ : ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر

غزل شماره ۱۱۵۳ : مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر

غزل شماره ۱۱۵۴ : چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر

غزل شماره ۱۱۵۵ : از آن مقام که نبود گشاد زود گذر

غزل شماره ۱۱۵۶ : مطرب عاشقان بجنبان تار

غزل شماره ۱۱۵۷ : گر تو خواهی وطن پر از دلدار

غزل شماره ۱۱۵۸ : رحم بر یار کی کند هم یار

غزل شماره ۱۱۵۹ : عشق جانست عشق تو جانتر

غزل شماره ۱۱۶۰ : روی بنما به ما مکن مستور

غزل شماره ۱۱۶۱ : مطربا عیش و نوش از سر گیر

غزل شماره ۱۱۶۲ : مطربا عشقبازی از سر گیر

غزل شماره ۱۱۶۳ : عار بادا جهانیان را عار

غزل شماره ۱۱۶۴ : خلق را زیر گنبد دوار

غزل شماره ۱۱۶۵ : میر خرابات تویی ای نگار

غزل شماره ۱۱۶۶ : چند از این راه نو روزگار

غزل شماره ۱۱۶۷ : مست توام نه از می و نه از کوکنار

غزل شماره ۱۱۶۸ : جان خراباتی و عمر بهار

غزل شماره ۱۱۶۹ : هست کسی صافی و زیبانظر

غزل شماره ۱۱۷۰ : رحم کن ار زخم شوم سر به سر

غزل شماره ۱۱۷۱ : در بگشا کآمد خامی دگر

غزل شماره ۱۱۷۲ : جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

غزل شماره ۱۱۷۳ : بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر

غزل شماره ۱۱۷۴ : مرا می‌گفت دوش آن یار عیار

غزل شماره ۱۱۷۵ : انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۱۷۶ : انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر

غزل شماره ۱۱۷۷ : آفتابی برآمد از اسرار

غزل شماره ۱۱۷۸ : جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

غزل شماره ۱۱۷۹ : غره وجه سلبت قلب جمیع البشر

غزل شماره ۱۱۸۰ : سیدی انی کلیل انت فی زی النهار

 


حرف ز : 

 

غزل شماره ۱۱۸۱ : به سوی ما نگر چشمی برانداز

غزل شماره ۱۱۸۲ : تو چشم شیخ را دیدن میاموز

غزل شماره ۱۱۸۳ : اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز

غزل شماره ۱۱۸۴ : بیا با تو مرا کارست امروز

غزل شماره ۱۱۸۵ : چنان مستم چنان مستم من امروز

غزل شماره ۱۱۸۶ : چنان مستم چنان مستم من امروز

غزل شماره ۱۱۸۷ : در این سرما سر ما داری امروز

غزل شماره ۱۱۸۸ : الا ای شمع گریان گرم می‌سوز

غزل شماره ۱۱۸۹ : در این سرما سر ما داری امروز

غزل شماره ۱۱۹۰ : ای خفته به یاد یار برخیز

غزل شماره ۱۱۹۱ : ماییم فداییان جانباز

غزل شماره ۱۱۹۲ : برخیز و صبوح را برانگیز

غزل شماره ۱۱۹۳ : من از سخنان مهرانگیز

غزل شماره ۱۱۹۴ : گر نه‌ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز

غزل شماره ۱۱۹۵ : سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز

غزل شماره ۱۱۹۶ : عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز

غزل شماره ۱۱۹۷ : اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز

غزل شماره ۱۱۹۸ : سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز

غزل شماره ۱۱۹۹ : یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز

غزل شماره ۱۲۰۰ : ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز

غزل شماره ۱۲۰۱ : برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز

غزل شماره ۱۲۰۲ : به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز

غزل شماره ۱۲۰۳ : برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز

 


حرف س : 

 

غزل شماره ۱۲۰۴ : عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس

غزل شماره ۱۲۰۵ : سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس

غزل شماره ۱۲۰۶ : سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس

غزل شماره ۱۲۰۷ : نیم شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس

غزل شماره ۱۲۰۸ : حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس

غزل شماره ۱۲۰۹ : ای دل بی‌بهره از بهرام ترس

غزل شماره ۱۲۱۰ : نیست در آخرزمان فریادرس

غزل شماره ۱۲۱۱ : ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پس

غزل شماره ۱۲۱۲ : دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس

غزل شماره ۱۲۱۳ : ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس

غزل شماره ۱۲۱۴ : بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس

 


حرف ش : 

 

غزل شماره ۱۲۱۵ : ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش

غزل شماره ۱۲۱۶ : گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش

غزل شماره ۱۲۱۷ : الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش

غزل شماره ۱۲۱۸ : ای شب خوش رو که تویی مهتر و سالار حبش

غزل شماره ۱۲۱۹ : یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش

غزل شماره ۱۲۲۰ : دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش

غزل شماره ۱۲۲۱ : اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش

غزل شماره ۱۲۲۲ : چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارش

غزل شماره ۱۲۲۳ : قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش

غزل شماره ۱۲۲۴ : پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش

غزل شماره ۱۲۲۵ : ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش

غزل شماره ۱۲۲۶ : آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش

غزل شماره ۱۲۲۷ : رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش

غزل شماره ۱۲۲۸ : ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش

غزل شماره ۱۲۲۹ : زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش

غزل شماره ۱۲۳۰ : جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش

غزل شماره ۱۲۳۱ : وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش

غزل شماره ۱۲۳۲ : هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش

غزل شماره ۱۲۳۳ : درون ظلمتی می‌جو صفاتش

غزل شماره ۱۲۳۴ : قضا آمد شنو طبل نفیرش

غزل شماره ۱۲۳۵ : نگاری را که می‌جویم به جانش

غزل شماره ۱۲۳۶ : برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

غزل شماره ۱۲۳۷ : شنو پندی ز من ای یار خوش کیش

غزل شماره ۱۲۳۸ : امروز خوش است دل که تو دوش

غزل شماره ۱۲۳۹ : ای خواجه تو عاقلانه می‌باش

غزل شماره ۱۲۴۰ : آن مطرب ما خوشست و چنگش

غزل شماره ۱۲۴۱ : ما نعره به شب زنیم و خاموش

غزل شماره ۱۲۴۲ : گر لاش نمود راه قلاش

غزل شماره ۱۲۴۳ : اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش

غزل شماره ۱۲۴۴ : ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش

غزل شماره ۱۲۴۵ : آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش

غزل شماره ۱۲۴۶ : دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش

غزل شماره ۱۲۴۷ : عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش

غزل شماره ۱۲۴۸ : ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش

غزل شماره ۱۲۴۹ : شده‌ام سپند حسنت وطنم میان آتش

غزل شماره ۱۲۵۰ : به شکرخنده اگر می‌ببرد جان رسدش

غزل شماره ۱۲۵۱ : گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش

غزل شماره ۱۲۵۲ : آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش

غزل شماره ۱۲۵۳ : بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش

غزل شماره ۱۲۵۴ : من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش

غزل شماره ۱۲۵۵ : اندک اندک راه زد سیم و زرش

غزل شماره ۱۲۵۶ : آنک جانش داده‌ای آن را مکش

غزل شماره ۱۲۵۷ : چون تو شادی بنده گو غمخوار باش

غزل شماره ۱۲۵۸ : آن مایی همچو ما دلشاد باش

غزل شماره ۱۲۵۹ : عقل آمد عاشقا خود را بپوش

غزل شماره ۱۲۶۰ : اندرآمد شاه شیرینان ترش

غزل شماره ۱۲۶۱ : روی تو جان جانست از جان نهان مدارش

غزل شماره ۱۲۶۲ : گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش

غزل شماره ۱۲۶۳ : سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

غزل شماره ۱۲۶۴ : می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش

غزل شماره ۱۲۶۵ : آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش

غزل شماره ۱۲۶۶ : روحیست بی‌نشان و ما غرقه در نشانش

غزل شماره ۱۲۶۷ : در عشق آتشینش آتش نخورده آتش

غزل شماره ۱۲۶۸ : صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش

غزل شماره ۱۲۶۹ : آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش

غزل شماره ۱۲۷۰ : مستی امروز من نیست چو مستی دوش

غزل شماره ۱۲۷۱ : باز درآمد طبیب از در رنجور خویش

غزل شماره ۱۲۷۲ : باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش

غزل شماره ۱۲۷۳ : ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش

غزل شماره ۱۲۷۴ : خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما ترش

غزل شماره ۱۲۷۵ : چون بزند گردنم سجده کند گردنش

غزل شماره ۱۲۷۶ : باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش

غزل شماره ۱۲۷۷ : خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش

غزل شماره ۱۲۷۸ : یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش

غزل شماره ۱۲۷۹ : باز درآمد طبیب از در ایوب خویش

غزل شماره ۱۲۸۰ : جان منست او هی مزنیدش

غزل شماره ۱۲۸۱ : ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش

غزل شماره ۱۲۸۲ : تمام اوست که فانی شدست آثارش

غزل شماره ۱۲۸۳ : ندا رسید به عاشق ز عالم رازش

غزل شماره ۱۲۸۴ : سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش

غزل شماره ۱۲۸۵ : شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش

غزل شماره ۱۲۸۶ : شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش

غزل شماره ۱۲۸۷ : مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش

غزل شماره ۱۲۸۸ : چو رو نمود به منصور وصل دلدارش

غزل شماره ۱۲۸۹ : دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش

غزل شماره ۱۲۹۰ : مست گشتم ز ذوق دشنامش

غزل شماره ۱۲۹۱ : توبه من درست نیست خموش

غزل شماره ۱۲۹۲ : آمد آن خواجه سیماترش

غزل شماره ۱۲۹۳ : علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش

غزل شماره ۱۲۹۴ : کل عقل بوصلکم مدهش

غزل شماره ۱۲۹۵ : بیا بیا که تویی جان جان جان سماع

غزل شماره ۱۲۹۶ : بیا بیا که تویی جان جان جان سماع

غزل شماره ۱۲۹۷ : مدارم یک زمان از کار فارغ

غزل شماره ۱۲۹۸ : امروز روز شادی و امسال سال لاغ

غزل شماره ۱۲۹۹ : گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ

غزل شماره ۱۳۰۰ : عیسی روح گرسنه‌ست چو زاغ

غزل شماره ۱۳۰۱ : ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف

غزل شماره ۱۳۰۲ : ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف

غزل شماره ۱۳۰۳ : گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف

غزل شماره ۱۳۰۴ : باده نمی‌بایدم فارغم از درد و صاف

غزل شماره ۱۳۰۵ : کعبه جان‌ها تویی گرد تو آرم طواف

غزل شماره ۱۳۰۶ : بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف

غزل شماره ۱۳۰۷ : ای مونس و غمگسار عاشق

غزل شماره ۱۳۰۸ : گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق

غزل شماره ۱۳۰۹ : ای جهان را دلگشا اقبال عشق

غزل شماره ۱۳۱۰ : ای ناطق الهی و ای دیده حقایق

غزل شماره ۱۳۱۱ : باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق

غزل شماره ۱۳۱۲ : فریفت یار شکربار من مرا به طریق

غزل شماره ۱۳۱۳ : جان و سر تو که بگو بی‌نفاق

غزل شماره ۱۳۱۴ : به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک

غزل شماره ۱۳۱۵ : روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک

غزل شماره ۱۳۱۶ : رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک

غزل شماره ۱۳۱۷ : آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک

غزل شماره ۱۳۱۸ : هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک

غزل شماره ۱۳۱۹ : بباید عشق را ای دوست دردک

غزل شماره ۱۳۲۰ : اندرآ با ما نشان ده راستک

غزل شماره ۱۳۲۱ : ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

غزل شماره ۱۳۲۲ : ای ظریف جهان سلام علیک

غزل شماره ۱۳۲۳ : ای ظریف جهان سلام علیک

غزل شماره ۱۳۲۴ : برخیز ز خواب و ساز کن چنگ

غزل شماره ۱۳۲۵ : عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ

غزل شماره ۱۳۲۶ : عاشقی و آنگهانی نام و ننگ

غزل شماره ۱۳۲۷ : تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

غزل شماره ۱۳۲۸ : حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

غزل شماره ۱۳۲۹ : چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ

غزل شماره ۱۳۳۰ : بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ

غزل شماره ۱۳۳۱ : هر کی در او نیست از این عشق رنگ

غزل شماره ۱۳۳۲ : توبه سفر گیرد با پای لنگ

غزل شماره ۱۳۳۳ : ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل

غزل شماره ۱۳۳۴ : این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل

غزل شماره ۱۳۳۵ : بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل

غزل شماره ۱۳۳۶ : حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل

غزل شماره ۱۳۳۷ : الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل

غزل شماره ۱۳۳۸ : بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل

غزل شماره ۱۳۳۹ : مهم را لطف در لطفست از آنم بی‌قرار ای دل

غزل شماره ۱۳۴۰ : هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل

غزل شماره ۱۳۴۱ : امروز بحمدالله از دی بترست این دل

غزل شماره ۱۳۴۲ : چه کارستان که داری اندر این دل

غزل شماره ۱۳۴۳ : صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل

غزل شماره ۱۳۴۴ : شتران مست شدستند ببین رقص جمل

غزل شماره ۱۳۴۵ : تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل

غزل شماره ۱۳۴۶ : رفت عمرم در سر سودای دل

غزل شماره ۱۳۴۷ : سوی آن سلطان خوبان الرحیل

غزل شماره ۱۳۴۸ : امروز روز شادی و امسال سال گل

غزل شماره ۱۳۴۹ : تا نزند آفتاب خیمه نور جلال

غزل شماره ۱۳۵۰ : چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال

غزل شماره ۱۳۵۱ : شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال

غزل شماره ۱۳۵۲ : چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال

غزل شماره ۱۳۵۳ : چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال

غزل شماره ۱۳۵۴ : تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال

غزل شماره ۱۳۵۵ : دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال

غزل شماره ۱۳۵۶ : اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال

غزل شماره ۱۳۵۷ : پیام کرد مرا بامداد بحر عسل

غزل شماره ۱۳۵۸ : به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل

غزل شماره ۱۳۵۹ : ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل

غزل شماره ۱۳۶۰ : باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل

غزل شماره ۱۳۶۱ : عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

غزل شماره ۱۳۶۲ : لجکنن اغلن هی بزه کلکل

غزل شماره ۱۳۶۳ : کجکنن اغلن اودیا کلکل

غزل شماره ۱۳۶۴ : ایها النور فی الفؤاد تعال

غزل شماره ۱۳۶۵ : یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال

غزل شماره ۱۳۶۶ : یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال

غزل شماره ۱۳۶۷ : رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

غزل شماره ۱۳۶۸ : عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

غزل شماره ۱۳۶۹ : تعال یا مدد العیش و السرور تعال

 

پایان اشعار این بخش

.....
  • امین پیرانی
  • هیچ
  • 62 views
  • ۰۴ مهر ۹۷
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0