رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

صائب تبریزی- غزل شماره 734

 

رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را

هر جلوه ای ز قدّ قیامت خرام تو

از دل نفس گسسته برون آرد آه را

در دیدۀ نظارگیان میل سرمه کرد

رخسار آتشین تو مدّ نگاه را

از خط رسد به نشو و نما سبزۀ امید

باران بوَد زیادتر، ابر سیاه را

تا بر سرِ شکسته نوازی است آفتاب

پروایی از شکستن خود نیست ماه را

سستی مکن که جاذبۀ کعبۀ امید

بسیار کرده شهپر دیوار، کاه را

مستغنی از دلیل بوَد دل چو آگه است

ننموده کس به قبله نما قبله گاه را

جای قرار نیست درین تیره خاکدان

در بحر همچو سیل فشان گرد راه را

جایی که بحر و کان، لب خشک است و چشم تر

پیداست تا چه قدر بوَد خاک راه را

چون سرخوشان مکن به یمین و یسار میل

از عرضِ ره دراز مکن طولِ راه را

شیرازۀ قلمرو کثرت ز وحدت است

دارد علم بپا ز ستادن سپاه را

بال و پر نهالِ امیدست خاک پاک

زنهار وقت صبح مکن فوت آه را

صائب مباش در صدد معذرت که نیست

بهتر ز انفعال، شفیعی گناه را

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها