
صائب تبریزی- غزل شماره 708
کوتاه ساز رشتۀ آمال خویش را
مپسند در شکنجه پر و بال خویش را
پرواز من به بال و پر توست، زینهار
مشکن مرا که می شکنی بال خویش را
دست دعا بوَد سپر ناوکِ قضا
در کارِ خیر صرف کن اقبال خویش را
دل واپسان به هیچ مقامی نمی رسند
بفرست پیشتر ز اجل مال خویش را
آن سنگدل که آینۀ ما به سنگ زد
می دید کاش صورت احوال خویش را
با دشمنانِ دوست نما در میان منه
صائب اگر ز اهل دلی، حال خویش را