شعری از آلفرد دوموسه،شاعر فرانسوی

من نیرو و زندگی ام را از دست دادم

و دوستانم و شادمانی ام را

از دست دادم تا افتخار

 که باور کردن به نبوغم را باعث می شد .

 وقتی واقعیت را شناختم

باور کردم که یک دوست است ،

وقتی آن را دریافتم و حس کردم

دیگر حالم از آن به هم می خورد

و با این وجود آن ابدی است

و آنان که از آن گذشتند

این پایین همه را نادیده گرفتند

خدا حرف می زند باید به او جواب داد

تنها دارایی که در دنیا برایم می ماند

بعضی وقت ها گریه کردن است .

“برگردان:ترانه جوانبخت”


 واژگان کلیدی: اشعار آلفرد دوموسه،نمونه شعر آلفرد دوموسه،شاعر آلفرد دو موسه،شعری از آلفرد دوموسه،یک شعر از آۀفرد دوموسه،شعرهای آۀفرد دوموسه،آثار آلفرد دوموسه،اثری از آلفرد دوموسه،اثر آلفرد دوموسه،شاعر فرانسوی،شاعر از کشور فرانسه،شاعر شهر پاریس،

Alfred de Musset،poem،quotes

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0