قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / شعری از سهیلا صادقی

شعری از سهیلا صادقی

 

هر جا که باد، گیسوی زنی را افراشته می کند

من در میانه ام

هر جا که عابری در ظلمت شبی

سیگار تنهایی خویش را در باد می دمد

آنجا منم که با جامه ای سپید رقصانده می شوم

هی می روم و دور می شوم

آنجا که چاوشی با آن صدای زخم

آواره می کند دل خونین عاشقان

آنجا منم که در گلو

صد تکه می شوم

هی پاره پاره پاره می شوم

آیا نمی شوم؟

در قصه های شبِ بچه های شهر

آنجا که یک نفر

مفهوم تازه ای از درد را فریاد می کشد

آنجا منم که دست هجا را کشیده ام

من سمفونی سرخ تماشا هستم

در خاطرات زخم عمیق پرندگان

جایی رهیده از مقیاس های پوچ زمان

و رمیده از اندازه ی نیاز و گمان

در من نسیم آشیانه ساخته سال ها

در فلوت چشم و گوش و دهانم

دمیده سال ها

تصنیف تازه ساخته بارها

در من نسیم

باران گل سرخ و زانده بارها

در من نسیم .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،سهيلا صادقي.

یک دیدگاه

پاسخ دادن به سعید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code