قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعدی گوسپندیم و جهان هست به کردار نغل رودکی ابیات پراکنده شماره 43 گوسپندیم و جهان هست به کردار نغل چون گه خواب بود سوی نغل باید شد نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط تنت یک و جان یکی و چندین دانش ادامه نوشته » معذورم دارند، که اندوه و غیشت ادامه نوشته » به سرو ماند، گر سو لاله دار بود ادامه نوشته » ای دریغ! آن حر، هنگام سخا حاتم فش ادامه نوشته » خود غم دندان به که توانم گفتن؟ ادامه نوشته » بتگک ازان گزیدهام این کازه ادامه نوشته »