
به لطف سایهام
یاد گرفتهام فروتن باشم !
او با بیتفاوتی
مرا بر نیمکتهای فرسوده
بر اولین قطار صبحگاهی
بر دیوارهای بههمپیوستهی گورستانها
یا در سایههای کوتاهِ بیراههها
که به شهر وفادار نیستند، میاندازد .
قابها مهم نیستند
حتی کتیبههای طبله کرده .
سایهام مرا با هر قدم انکار میکند
با هر چالهی گوشهی خیابان،مرا سردرگم میکند
و به پرسشهایم پاسخی نمیدهد .
سایهام به من آموخته که سایههای دیگر را ازآن خود کنم !
سایهام دقیقاً مرا سر جای خود نشانده است !
“برگردان:مودب میرعلایی”
واژگان کلیدی:اشعار روبرتو خوارز،نمونه شعر روبرتو خوارز،شاعر روبرتو خوارز،شعرهای روبرتو خوارز،شعری از روبرتو خوارز،یک شعر از روبرتو خوارز،شعرهای ترجمه شده به فارسی روبرتو خوارز،سروده های برگردان به پارسی روبرتو خوارز،شاعر آرژانتینی،شاعر کشور آرژانتین،شعر شاعر آرژانتینی.
Roberto Juarroz،poems،quotes،poemas





