قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار دینی،مذهبی و آیینی / اشعار حمیدرضا محسنات

اشعار حمیدرضا محسنات

شعر نخست :

وداع با محرم

 

پلکی به هم زدیم و محرم تمام شد

صد زخم دارد این دل و مرهم تمام شد

بر کوچه ها سیاهی معصیت آمد و

در کوچه ها سیاهی پرچم تمام شد

نذر و نیاز و خدمت و عرض ارادتم

آقا اگر زیاد و اگر کم تمام شد

باور نمیکنم که محرم به سر رسید

من که هنوز گریه نکردم ، تمام شد

از روضه های مقتل زینب شروع کن

گیرم که روضه های ” مُقَرَّم ” تمام شد

از هرچه بگذرم سخن یار خوش تر است

یک بیت عرض روضه و عرضم تمام شد

دستت کجاست تا بشود سایه بان حسین

زینب کجا و مجلس نامحرمان حسین

 


شعر دوم :

امام زمان عج

 

فرج خواندیم ، باشد جمکرانت جایمان شاید

بگیرد رنگ و بوی تو کمی دنیایمان شاید

برای تو چراغان کرده ایم این شهر را امشب

به چشم تو نیاید زشت بودن هایمان شاید

اگر ما مردگان احیا گرفتیم از تو میخوانیم

امیدی هست نام تو کند احیایمان شاید

از این هیئت به آن هئیت به دنبال تو میگردیم

نمیدانم رسیده محضر تو پایمان ؟ شاید !

به جان مادرت زهرا من امشب توبه خواهم کرد

چه دیدی ، شد ظهور تو همین فردایمان شد

 


شعر سوم  :

امام حسین ع

 

یادت می‌آید زیر پرچم گریه کردیم؟

هرجا حسین گفتند، در دم گریه کردیم

تا کربلا رفتیم و با هم روضه‌ خواندیم

تا کربلا رفتیم و با هم گریه کردیم

اینکه روایت گفته : زائر عرشیانند

یعنی کنار نوح و آدم گریه کردیم

در زیر بارانی که نم نم بود، ما هم

از اصغرش خواندیم و نم نم گریه کردیم

چندین سه ساله در میان راه دیدیم

بر روضه‌ای که شد مجسم گریه کردیم

خسته شدیم و با قد خم راه رفتیم

یک لحظه بعدش بر قد خم گریه کردیم

گفتند تا کی گریه بر آقای مظلوم؟

گفتیم که ” الله اعلم ” ، گریه کردیم

تنها نه بر کرب و بلا و هر مقامش

بر عکس‌های کربلا هم گریه کردیم

این اشک‌ها آبی است بر دوزخ، به والله

فردا پشیمانیم اگر کم گریه کردیم

ماه صفر تازه به باقی می‌رسد، چون

سی روز بر هفته، محرم گریه کردیم

 


شعر چهارم :

 امام حسن عسکری ع

بر روی گدایان بگشا بال و پرت را

ما ملتمسانیم دعای سحرت را

با روی سیاه آمده ام مرقدت آقا

تغيير دهم بلکه دوباره نظرت را

ای گوشه ای از چشم ترت صاحب اعجاز

چرخی بده بر خیل محبان بصرت را

با دست شما بتکده ی دل شده مسجد

من سابقاً آورده ام ایمان هنرت را

گفتند بقیع بسته و این شد که گرفتیم

قدر دو حسن در حرمت دور و برت را

آقای من ! این جمعه فرج با تو که عمریست

ما منتظرانیم ظهور پسرت را


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،حميدرضا محسنات،درباره،موضوع،دینی مذهبی آیینی،مهدوی،درباره ماه محرم،شعر محرم.

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code