
نه در خیال خزانم
نه در هوای بهار
کنار این آتش
نشسته ام که شبی را به روز آرم و بس
چنان که کنده ی مرده
چنان که هیزم محض .
****
خوشا گلی که بروید مدام
و تا به پس مرگ
که مرگ، خط زدن جسم ماست از دنیا
و نام پاره ای از ما.
ولی نه نام تو، شاعر،
ولی نه نام شما،
خوشا گلی که ببوید مدام .
*****
در برگریز پاییز
گفتی که بایدش کند
گفتی که بایدش سوخت
ناموس خاک و باران
این را نخواست اما
آن هیمه های گیلاس
غرق شکوفه امروز .
*****
بعد از این خستگی و عمر دراز
خواب سبزیست در اندیشه من
خواب سبزی که پر از عطر و بهار
خواب در سینه ی خاک
کاش این خاک به شیراز عزیز
نیز سر بر زدنم
*****
کجاست بام بلندی
و نردبان بلندی ؟
که بر شود و بماند بلند بر سر دنیا
و بر شوی ، و بمانی بر آن و نعره برآری:
” هوای باغ نکردیم و دور باغ گذشت “
*****
جیرجیرک توی تاریکی
او به یاد کیست
کاین گونه بلند یک نفس می خواند؟
او به یاد کیست، کاین گونه مدام؟
جیرجیرک توی تاریکی ، آه!
*****
تردیدها، وقتی که می آیند
خانه خرابت می کنند ای مرد ،
این موریانه ها،بیدها
در خانه ی جانت.
تردیدها
وقتی که می آیند .
*****
یک بوسه از لبان
تو پاداش شعر من
امشب فراز جاده ی ابریشم است ماه
امشب کنار شاخ کنار است عطر سبز
امشب … .
*****
مثل یک پنجره در تاریکی
که به یک پنجره می اندیشد
به تو می اندیشم .
پشت آن پنجره در تاریکی
به چه می اندیشی ؟
واژگان کلیدی: اشعار منصور اوجی،نمونه شعر منصور اوجی،شاعر منصور اوجی،شعرهای منصور اوجی،شعری از منصور اوجی،یک شعر از منصور اوجی،شعر نو منصور اوجی،شعر کوتاه منصور اوجی،گزیده بهترین و زیباترین اشعار منصور اوجی،گلچین اشعار ناب منصور اوجی.





