قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار زاهی وهبی،شاعر لبنانی

اشعار زاهی وهبی،شاعر لبنانی

 

شعر نخست:

تنها من نیستم که انتظارت می ‌کشم

سیگاری که آرام می‌ سوزد

لیوانی بر طاقچه

دستی که روی گونه‌ ام می‌ گذارم

و پنهان به خیابان نگاه می‌کنم

به سوی روشویی می ‌روم

و نبودنت را خنک می‌ کنم .


شعر دوم:

هرتار گیسویت فرستاده ای دارد

هر تیرمژگانت فرشته ای کوچک

هر شعله نگاهت اعجازی آسمانی است

می خواهم این چنین ایمان بیاورم به تو

بارگاهت کجاست؟

می خواهم سجده کنم به سمت خدای تو

خدای تو مرگ ندارد،همه اش زندگی است

خدای تو جهنم ندارد،همه اش بهشت است

خدای تو شیطان ندارد،همه اش فرشته است

دردین تو مستی راه رستگاری است

عاشقی اوج ایمان است

بیداری واجب شرعی است

خواب حرام حرام است.

می خواهم سجده کنم به سمت خدای تو

خدای تو نبردهایش با گل وبوسه است

پیامبرانش همه شبیه تو هستند

نزول عذابش هجر ودوری توست

پیروان ادیانش،قهرمان قصه های عاشقانه اند

به خدای تو سوگند

ایمان آورده ام به این خدای ماه .

“برگردان:بابک شاکر”


شعر سوم:

مردی صبح زود

از خواب بلند می‌شودکه سر کار برود

زنی صبح زود

بلند می‌شودکه آفتاب طلوع کند

آن دختر

در بالکن روبه‌ رو

مویش را پهن می‌کندروی طناب رخت

بلند می‌شود

تا صبحش را

از پنجره‌ام آویزان کند .


واژگان کلیدی: اشعار زاهی وهبی،نمونه شعر زاهی وهبی،شاعر زاهی وهبی،شعرهای زاهی وهبی،شعری از زاهی وهبی،یک شعر از زاهی وهبی،شعرهای ترجمه شده به فارسی زاهی وهبی،سروده های برگردان به پارسی زاهی وهبی،شاعر کشور لبنان،شاعر اهل لبنان،شعر لبنانی،زاهي وهبي.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code