ای آفت جان ها خم ابروی کمندت

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 50

ای آفت جان ها خم ابروی کمندت

غارتگر دل ها قد دلجوی بلندت

تا آفت چشمت نرسد دست حق افشاند

بر آتش رخسار تو از خال سپندت

ای ترک سمنبر به سرم تاز سمندی

گوی خم چوگان سر خوبان خجندت

افتاده خلاصیش به فردای قیامت

هر صید که گردیده گرفتار به بندت

شد رشک فلک روی زمین تا که نشسته

بر خاک هلال از اثر نعل سمندت

اندام تو خود قاقم و خزّ است ز نرمی

سودی ندهد جامه ی دیبا و پرندت

دارد سر یغما شد من غمزه ی شوخت

اینک دل و جانی اگر این هست پسندت

تا دفع عوارض بشود زان گل عارض

یک بوسه به ما ده به زکات از لب قندت

ناصح چه دهی پند به اسرار ز عشقش

او نیست از آنها که دهد گوش به پندت

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها