فتنه چسان بپا شود خیز بیا که همچنین

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 152

فتنه چسان بپا شود خیز بیا که همچنین

آب حیات چون رود جلوه نما که همچنین

عمر دوباره چون گرفت مرده ز لعل عیسوی

چون تو برفتی از برم باز بیا که همچنین

غنچه چگونه بشکفد از دم صبح مشک بیز

دل بگشا از آن دهن نغمه سرا که همچنین

مهرچه گونه سر زند از افق فلک به خاک

سایه ی سرو خود فکن بر سر ما که همچنین

دست قضا چسان کسان در رسن بلا کشد

قید نما به مو، ز دل سلسله ها که همچنین

آتش طور موسوی گر ز تو آرزو کنند

از سر طور دل نما نور و سنا که همچنین

شرح جمال حق ز تو گر طلبند با جلال

از رخ و زلف خویشتن پرده گشا که همچنین

منکر نعت او مگر بر تو نیفکند نظر

قدس تشبهّت شمر قهر و رضا که همچنین

خواست که شرح آن دهد کآینه ی تو بهر او

ساخت همه برای تو آینه ها که همچنین

کان و نبات و جانور، دیو و فرشته چیستند

یک به یک از وجود خود گو به در آ که همچنین

بوقلمون صفت پری هر نفسی به پیکری

چون بود ای ز گل بری، پر بگشا که همچنین

چیست هلال؟ خود بگو؟ گوشه ی ابروان من

بدر چسان شود نما خود به خدا که همچنین

اسرار کنز مختفی گر ز تو جستجو کنند

رخصت ناطقه مده نطق و نوا که همچنین

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها