بیا کز عشق تو دیوانه گشتم

بیا کز عشق تو دیوانه گشتم

وگر شهری بدم ویرانه گشتم

ز عشق تو ز خان و مان بریدم

به درد عشق تو همخانه گشتم

چیان کاهل بدم کان را نگویم

چو دیدم روی تو مردانه گشتم

چو خویش جان خود جان تو دیدم

ز خویشان بهر تو بیگانه گشتم

فسانه عاشقان خواندم شب و روز

کنون در عشق تو افسانه گشتم

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها