خرد به زور می ناب برنمی آید

صائب تبریزی- غزل شماره 4006

خرد به زور می ناب برنمی آید

کتان ز عهدۀ مهتاب برنمی آید

درازدستی سنگ خطر اگر این است

سبوی هیچ کس از آب برنمی آید

دل غیور مرا شکوه اختیاری نیست

دهان زخم به خوناب بر نمی آید

در آن زمین که شهیدی به خون نغلطیده است

بهار، لالۀ سیراب برنمی آید

اگر به آینۀ آفتاب سنگ خورد

ز چشم سخت فلک آب برنمی آید

ز شور نالۀ صائب ز خواب مخمل جَست

هنوز چشم تو از خواب برنمی آید

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها