اگر به پیرهن گل گلاب باز آید

صائب تبریزی- غزل شماره 3995

اگر به پیرهن گل گلاب باز آید

امید هست به جوی من آب باز آید

شکستۀ پر و بالم درست خواهد شد

به آشیانه چو مرغ کباب باز آید

رم از طبیعت آهوی چشم اگر برود

امید هست که عمر از شتاب باز آید

حضور رفته ز دوران مجوی، هیهات است

که شبنم از سفر آفتاب باز آید

دوبار اهل نظر را به آب نتوان راند

به چشم من کی از افسانه خواب باز آید؟

چو ایستاد ز گردش کباب می سوزد

چنان مکن که دل از اضطراب باز آید

دلم ز آینه رویان به سینه برگردید

به حسرتی که سکندر ز آب باز آید

عنان آه توان باز زد ز لب صائب

اگر به روزن، دود کباب باز آید

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها