اگر کسی متوسّل به چاره ساز شود

صائب تبریزی- غزل شماره 3974

اگر کسی متوسّل به چاره ساز شود

هم از طبیب و هم از چاره بی نیاز شود

هلال سعی کند در کمال خود، غافل

که چون تمام شود بوتۀ گداز شود

دهن به ابر گهربار باز کن که صدف

به لب گشودنی از بحر بی نیاز شود

شمار آه به مقدار عقده های دل است

به قدر دانه زبان خوشه را دراز شود

مرا دلی است ز صبح وصال روشنتر

چگونه سینۀ من پرده پوش راز شود؟

کشیده دار عنان سخن که همچون شمع

زبان دراز چو گردید خرج گاز شود

به طوف کعبه رود بت در آستین صائب

کسی که با خودی خویش در نماز شود

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها