کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند؟

صائب تبریزی- غزل شماره 3942

کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند؟

که تخم سوخته را ابر داغ تازه کن

کجاست سوختگان را دماغ خودسازی؟

به ناخن دگران لاله داغ تازه کند

درین بهار که صد جامه خار گردانید

نشد که جامۀ خود سرو باغ تازه کند

دماغ ساقی ما می خورد ز جیحون آب

مگر به خون جگر، دل دماغ تازه کند

ز خط سیه نشودروز آتشین رویی

که داغ کهنۀ ما را به داغ تازه کند

دلی که داغ نهان نیست مجلس افروزش

دماغ خود به کدامین ایاغ تازه کند؟

ز داغ، سینۀ من آب و تاب دیگر یافت

که تازه رویی گل، جان باغ تازه کند

درین صحیفه من آن خامۀ سیه روزم

که مغز خشک به دود چراغ تازه کند

دمی که صائب ازو بوی صدق می آید

چوباد صبح جهان را دماغ تازه کند

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها