سخنوران که درین بوستان نوا سازند

صائب تبریزی- غزل شماره 3915

سخنوران که درین بوستان نوا سازند

کباب یکدگر از شعله های آوازند

مبین به چشم حقارت شکسته بالان را

که در گرفتن عبرت هزار شهبازند

چگونه کاسۀ پر زهر مرگ را نوشند؟

جماعتی که بدآموز نعمت و نازند

شوند کامروا چون دعای دامن شب

جماعتی که مشکین خطان نظربازند

هلاک کنج لب و گوشه های آن چشمم

که دلپذیرتر از گوشه های شیرازند

ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان

گذشتگان، پلِ این سیل خانه پردازند

نمی رسند به معراج گفتگو صائب

جماعتی که به دعوی بلند پروازند

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها