خوشا دلی که در او درد را گذر باشد

صائب تبریزی- غزل شماره 3856

خوشا دلی که در او درد را گذر باشد

خوشا سری که سزاوار دردسر باشد

شرر به آتش و شبنم به بوستان برگشت

دل رمیدۀ ما چند در سفر باشد

بساز با جگر تشنه چون شدی مجنون

که آب دانۀ زنجیر از جگر باشد

ز جد و جهد گذر کن که در طریق فنا

حجاب اول پروانه بال و پر باشد

ز نقش، باد به دست است موج دریا را

صدف ز ساده دلی مخزن گهر باشد

نصیب چرب زبانان شود حلاوت عمر

همیشه صحبت بادام با شکر باشد

غم زمانه به بی حاصلان ندارد کار

زنند سنگ به نخلی که بارور باشد

کجا ز سنگ ملامت غمین شوم صائب

مرا که تیشه به سر، سایۀ کمر باشد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها