جنون من ز نسیم بهار کامل شد

صائب تبریزی- غزل شماره 3841

جنون من ز نسیم بهار کامل شد

حذر کنید که دیوانه بی سلاسل شد

گذشت صبحِ نشاطش به خوابِ بیخبری

سیه دلی که ز سیر شکوفه غافل شد

مرا چو نوسفران نیست چشم بر منزل

که از فتادگیم راه جمله منزل شد

قبول خلق شد از قرب حق حجاب مرا

سفیدروییِ ظاهر سیاهی دل شد

درآفتاب قیامت عجب که تشنه شود

به آب تیغ تو هر تشنه ای که واصل شد

ز صید زخمی خود نیست بیخبر صیاد

چگونه حسن تواند ز عشق غافل شد؟

چراغِ برق نماند به زیر دامنِ ابر

مباش امن ز دیوانه ای که عاقل شد

به چار موجه ازان کشتی تو افتاده است

که بادبان تو از دامن وسایل شد

سرم به سایۀ طوبی فرو نمی آید

که نخل کُشتۀ من دست و تیغ قاتل شد

به وصل منزل مقصود می رسد صائب

به نارسایی خود رهروی که قایل شد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها