همیشه از دل من آه سرد می خیزد

صائب تبریزی- غزل شماره 3820

همیشه از دل من آه سرد می خیزد

ازین خرابه شب و روز گرد می خیزد

دلیر بر صف افتادگان عشق متاز

که جای گرد ازین خاک مرد می خیزد

ستاره سوختگان فیض صبح دریابند

ز سینه ای که ازو آه سرد می خیزد

دل رمیدۀ من می دود ز سینه برون

ز ملک هستی هرکس که گرد می خیزد

ز تخم سوخته نشو و نما نمی آید

کجا ز سینۀ من داغ و درد می خیزد؟

زمین بادیۀ عشق شورشی دارد

که هرکه خیزد ازو هرزه گرد می خیزد

در آن حریم که باشد زبان شمع خموش

ز مصحف پر پروانه گرد می خیزد

سماع اهل دل از روی شادمانی نیست

سپند از سر آتش ز درد می خیزد

به روی خاک کشد تیغ خود چو سایۀ بید

به من کسی که به قصد نبرد می خیزد

کجا مقید همراه می شود صائب؟

سبکروی که چو خورشید فرد می خیزد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها