هنوز نرگس او مستی ازل دارد

صائب تبریزی- غزل شماره 3730

هنوز نرگس او مستی ازل دارد

هنوز ملک دل از غمزه اش خلل دارد

ز چرب نرمی گفتار می توان دانست

که خاتم لب او موم در بغل دارد

به پاکبازی آن خال اعتماد مکن

که این سیاه درون مهرۀ دغل دارد

مباد شکوۀ بیجا کنی ز قسمت خویش

که تیغ سر ز پی مرغِ بی محل دارد

ز سرکشی بگذر پای بر فلک بگذار

که راه کعبۀ مقصد همین کُتل دارد

چگونه پیله گرفته است کرم را در بر؟

چنان مرا به میان رشتۀ امل دارد

من آن مقامر بی حاصلم درین عالم

که مایه باخته و چشم بر شتل دارد

فلک به کام دل اهل فقر می گردد

پیاده هرکه شد این اسب در کتل دارد

کجا به مرتبۀ صلحِ کل رسی صائب؟

که مو بموی تو با یکدگر جدل دارد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها