گل بی خار درین غمکده کم سبز شود

صائب تبریزی- غزل شماره 3592

گل بی خار درین غمکده کم سبز شود

دست در گردن هم شادی و غم سبز شود

حاصل ما دل پاره است، چنین می باشد

سرزمینی که به شورابۀ غم سبز شود

طی شد ایام برومندی ما در سختی

همچو آن دانه که در زیر قدم سبز شود

اگر از تشنه لبی آب شود دانۀ دل

به ازان است که از ابرِ کرم سبز شود

نیست غیر از دل خرسند درین خارستان

کف خاکی که در او باغ ارم سبز شود

تا بود ریشۀ قارون به زمین، هیهات است

که درین باغ نهالی ز کرم سبز شود

گر براندازی ازان روی عرقناک نقاب

سر بسر ریگ بیابانِ عدم سبز شود

می توان بخت برومند به خون خوردن یافت

که ز میرابی شمشیر، علم سبز شود

آنقدر در حرم از شوق تو اشک افشانم

که چو طوطی پر مرغان حرم سبز شود

گر چنین عشق تو بر سنگدلان زور آرد

سبحۀ برهمن از اشک صنم سبز شود

بگسل از صحبت این همسفران تا چون خضر

هرکجا پای نهی جای قدم سبز شود

از سخنهای تو صائب که ازو آب چکد

عجبی نیست اگر لوح و قلم سبز شود

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها