کُل به خون غوطه خورَد جزو چو افگار شود

صائب تبریزی- غزل شماره 3585

کُل به خون غوطه خورَد جزو چو افگار شود

دایه پرهیز کند طفل چو بیمار شود

باده گر آب حیات است به اندازه خوش است

خون چو بسیار شود نشترِ آزار شود

از پریشان نظری بس که دلم مجروح است

زنگ بر آینه ام مرهم زنگار شود

هرکجا پرده ز روی تو فتد، بر شبنم

دامن لاله و گل بستر بیمار شود

دست در دامن مطلب همه جا سیر کند

هرکه در راه طلب قافله سالار شود

عندلیبان نفس بیهده ای می سوزند

این نه کاری است که از پیش به گفتار شود

کار چون راست به تدبیر نیاید صائب

می برم رشک بر آن دست که از کار شود

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها