چه تمتّع ز لبش دیدۀ حیران گیرد؟

صائب تبریزی- غزل شماره 3377

چه تمتّع ز لبش دیدۀ حیران گیرد؟

از نمکزار چه مقدار نمکدان گیرد؟

ندهد دست نوازش دل ما را تسکین

دامن بحر کجا پنجۀ مرجان گیرد؟

سنگ را سرمه کند گرمی نقش قدمش

جذبۀ شوق تو آن را که گریبان گیرد

خضر چون آب ز عمر ابدی می گذرد

تا ز شمشیر تو یک زخم نمایان گیرد

اگر از جلوه کند زیر و زبر عالم را

کیست تا دامن آن سرو خرامان گیرد؟

چون شود نکهت گل را چمن آرا مانع؟

گر به گل رخنۀ دیوار گلستان گیرد

باده در مردم بی مغز اثر بیش کند

طرفه شوری است چو آتش به نیستان گیرد

خرده بینان نگذارند به حرفش انگشت

مور را گر به کف دست سلیمان گیرد

کار خس نیست عنانداری آتش صائب

زهرۀ کیست سر راه به جانان گیرد؟

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها