نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟

صائب تبریزی- غزل شماره 3270

نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟

سگ دیوانه محال است نگهبان گردد

با ضعیفان نظر لطف خدا بیشترست

روزی مور شکرخند سلیمان گردد

هوس بیجگر از ناز شود روگردان

عشق را چین جبین سلسله جنبان گردد

می گشاید دل غمگین به سبکدستی آه

گوهر اشک اگر سفته به مژگان گردد

می شود جمع به شیرازۀ خرمن آخر

تخم هر چند در آغاز پریشان گردد

بی ضرورت به سخن لب مگشا در پیری

که سخن پوچ ز افتادن دندان گردد

لطف حق بیش بود با نظر افتادۀ خلق

زال را شهپر سیمرغ مگس ران گردد

رهنوردان طلب بال و پر یکدگرند

موج را موج دگر سلسله جنبان گردد

می شود پیش مه روی تو خورشید سفید

کرم شب تاب اگر روز نمایان گردد

حیرت روی تو مهر لب صائب گردید

طوطی از آینه هر چند زبان دان گردد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها