خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزد

صائب تبریزی- غزل شماره 3036

خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزد

کند در خاک دشمن را و خود از خاک برخیزد

گناه ما غبار خاطر رحمت نمی گردد

فروغ مهر از دریای پرخون پاک برخیزد

مباد از نشأۀ می سرخ رویی می پرستی را

که در ایام بی برگی ز پای تاک برخیزد

چراغ دیدۀ عشّاق وقتی می شود روشن

که دود خط از ان رخسار آتشناک برخیزد

ندارد اعتبار خاک، خونِ مشک در زلفش

به یک سودا درین بازار باد از خاک برخیزد

ندارد حاصلی جز قبض خاطر خاک اصفاهان

نباشد بسط در خاکی کز او تریاک برخیزد

مجو درک سخن از خام طبعان جهان صائب

که از خاکستر دل شعلۀ ادراک برخیزد

 

 

 

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها