ای روی تو چشمه ی خور چشم

خواجوی کرمانی – غزل شماره 634

ای روی تو چشمه ی خور چشم

ابروی تو طاق اخضر چشم

بالای بلند و چشم مستت

شمشماد روان و عبهر چشم

لعل تو شراب مجلس روح

روی تو چراغ منظر چشم

خاک قدم تو سرمه ی حور

لعل لبت آب کوثر چشم

پیکان غم تو ناوک دل

نوک مژه ی تو نشتر چشم

از غایت مهر گشته حیران

در پیکر تو دو پیکر چشم

لعل تو بهای جوهر جان

دندان تو عقد گوهر چشم

ابروت هلال ماه خوبی

رخسار تو مهر انور چشم

در ورطه ی خون فتاده ما را

دور از رخ تو شناور چشم

از شوق خط تو ابن مقله

در آب فکند دفتر چشم

تا بی تو به روی ما چه آید

زین مردمک بد اختر چشم

دریا شودم ز اشک خونین

هر لحظه سواد کشور چشم

از چشم شد آب روی خواجو

بر باد که خاک بر سر چشم

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها