دوش بردم هودج همت به صدر کبریا

خواجوی کرمانی – ترجیع و ترکیب شماره 1

فی مدح الشیخ الاعظم سلطان اعاظم المشایخ مرشد الحق و الدین ابواسحق الکازرونی قدس سره

ترجیع بند

دوش بردم هودج همت به صدر کبریا

برق استغنا زدم در خرمن کبر و ریا

بر فراز سدره دیدم عالم بی منتهی

برکشیده بلبلان گلشن قدسی نوا

کای به معنی کرده حق در ملک وحدت پادشا

مرشد الدین قدوة الاقطاب ابواسحق را

 

روشن است این کانک هر دم سوختن از سر گرفت

کار او چون شمع سوزان زآتش دل درگرفت

آفتاب خاوری زان ملک بحر و بر گرفت

کاستان و بام این درگه زرخ در زر گرفت

ره ز تاریکی برون برد آنک او رهبر گرفت

مرشد الدین قدوة الاقطاب ابواسحق را

 

گر پس از صد سال در خاکم بود ریزیده تن

چون نسیم صبح بوی کازرون آرد به من

در لحد مانند گل بر تن بدرّانم کفن

جان که باشد تا کند بر خاک درگاهش وطن

شاید ار روح القدس خواند امام خویشتن

مرشد الدین قدوة الاقطاب ابواسحق را

 

ای چو عیسی کرده زین مطموره ی غبرا کنار

ساخته بر عرصه ی معموره خضرا قرار

چون شه سیّاره را شد نعل شبرنگت سوار

همچو ابراهیم شو بر ادهم خلت سوار

تا ببینی در اقالیم ولایت شهریار

مرشد الدین قدوة الاقطاب ابواسحق را

 

رخش جان بیرون جهان از شهر بند ماء و طین

در مکانی کز مکان بیرون بود منزل گزین

چون رسیدی در ریاض قاصرات الطرف عین

بر فراز هفت منظر گر نظر داری ببین

حجة الحق ترجمان الغیب امام السالکین

مرشد الدین قدوة الاقطاب ابواسحق را

 

شمع مه بین در گداز از حسرت تحت السراج

بارگاه مرشدی ز ایوان کیوان جسته باج

این چه درگاه است از او ایمان و عرفان را رواج

قیصر و خاقان به سکّانش فرستاده خراج

شاه تخت لاجوردی کرده از اکلیل تاج

مرشد الدین قدوة الاقطاب ابواسحق را

 

خاک این درگاه را گر زانک تاج سر کنی

از تکبّر فخر بر شاهان بحر و بر کنی

ور چو خواجو آستانش را به مژگان تر کنی

دامن جان را ز آب دیده پر گوهر کنی

هیچ می دانی که در این ره که را رهبر کنی

مرشد الدین قدوة الاقطاب ابواسحق را

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها